تژگاه > نسخه قابل چاپ > فصل کوچ است و فصل تژگاه و سرما
صفحه نخست > ویژه / مردم شناسی / ایلات و عشایر > فصل کوچ است و فصل تژگاه و سرما

فصل کوچ است و فصل تژگاه و سرما


19-07-1396, 19:34. نويسنده: admin

پاییز همه سبزی ها را می خشکاند و دشت با همه خاطرات خوش سربردامن کوه آرام آرام به خواب می رود تا فصل زایش بادها آغاز شود. ایل با همه طوایفش، با همه مردان و زنانش از هر تیره فراخوانده می شود و نغمه سفر و جدایی و دل کندن از سرزمین و زیست بوم در دل پیرکوه سترگ می پیچد. بانگ رفتن از گلوی سرنا و دهل در دل دشت طنین انداز می شود تا کوچ را با همه گریه هایش آغاز کند و شاید این رفتن را پایانی نباشد. کم کم زمزمه های کوچ به گوش می رسد و کاروان های عشایر قبل از طلوع آفتاب آماده حرکت می شوند.

شب های عشایر خالی از خاطره و شیرینی نیست. در دشت های باز صحرا که شب هنگام گل های ستاره دانه دانه شکوفه می زند و رقص شعله آتش در میان حلقه مردم باصفای عشایر زندگی را تداوم می بخشد؛ زنان سخت کوش عشایر پابه پای مردان ایل در جمع آوری بساط زندگی تلاش می کنند و با مشقت زیاد وسایل را بر روی چهارپایان خود بار می کنند.
خاطرات کوچ سال های قبل دوباره مرور می شود و صدای خنده دشت را زنده می کند، البته فرهنگ اصیل کوچ هم از گزند صنعت و ماشینی شدن دور نمانده است و چندسالی است که برخی از عشایر، زنان و کودکان و وسایل خود را با استفاده از ماشین به مناطق گرمسیر می فرستند و چوپانان عشایر، گله ها را پیاده به سمت این مناطق هدایت می کنند

 

زنان، کودکان و مردان عشایر کوچ نشین با کوله باری از تجربیات کوچ سال های گذشته بدون دغدغه و نگرانی سختی راه را تحمل می کنند تا به مقصد خود برسند.

 محل های اسکان عشایر و سرمنزل کوچ عشایر، مناطق گرمسیری است که درجه حرارتی، بیش از کوهستان ها و میانبندها دارند. او تأکید می کند: امسال به دلیل سرمای زودهنگام، عشایر حدود .

در برخی از نقاط کشور زندگی شبانی توأم با کوچ موجب شده بود که جمعیت بیشتری بتوانند خود را با شرایط اقلیمی سازگار کنند، اما روشن نیست که این شیوه زندگی جدا از ماوراءالنهر و آسیای مرکزی در فلات ایران از چه زمانی اهمیت یافته است.

از کاوش هایی که در سال ها پیش در جنوب غربی کشور انجام گرفته است چنین برمی آید که احتمالاً زندگی کوچ نشینی در این منطقه نزدیک به ۸هزار سال پیش پدید آمده است.

دو عامل در پیدایش ایل های ایران مؤثر بوده است. اول به سبب تاخت و تاز اقوام مهاجم مردم شهرنشین بود که گروه گروه شهرها و روستاها را ترک کرده و به کوهستان ها پناهنده می شدند. دوم طوایفی که به امید به دست آوردن آب و علوفه به ایران مهاجرت کرده یا این که درتعقیب لشکرکشی ها و غیره وارد این سرزمین شده اند.

توسعه بی نظم کوچ نشینی در فلات ایران موجب برخورد و کشمکش میان طوایف عمده ایل نشین شد. افزایش روزافزون جمعیت میان این قبایل که زاییده سلامت نسبی چادرنشینان و عدم توسعه بیماری های واگیردار در میان آنان بود بهره برداری از چراگاه های غرب را به مرحله اشباع رسانید. مازاد جمعیت کوچ نشین به ناچار در قلمرو روستانشینان اسکان یافتند از این رو ایجاد تشکیلاتی منظم و سازمانی با یک مرکز رهبری کننده قدرتمند که به رفت و آمد کوچ نشینان در ایل راه ها و استفاده از چراگاه ها نظارت کند بیش از پیش محسوس افتاد.

این امر در نهایت به پیدایی اتحادیه های ایلی همانند قشقاییان، بختیاریان و ایلات خمسه منجر شد. برخی از این اتحادیه ها گسترشی استثنایی به خود گرفته و گاهی بیش از یک صد هزار نفر از تیره های قومی و گروه های زبانی متفاوت را در بر می گرفت.

در آغاز قرن بیستم وضع و موقعیت ایل ها و کوچ نشینان به نحو بارزی دگرگون شده بود در این زمان بسیاری از رؤسای ایل ها یا به دلیل خدمات دیوانی یا براثر توقف در پایتخت به عنوان گروگان با زندگی شهری آشنا شده بودند و عده ای از آنان نیز به خارج سفر کردند. از این رو اسکان رؤسا و سایر افراد ایل ها فزونی می یافت و جز در مناطق دورافتاده کوچ نشینان با بقیه جمعیت همآهنگ می شدند.


بازگشت