تژگاه > نسخه قابل چاپ > آشنایی با شب یلدا (شو اول قارّه) در بین لرها،ایران و جهان
صفحه نخست > ویژه / مردم شناسی / فرهنگ و باور / گزارش > آشنایی با شب یلدا (شو اول قارّه) در بین لرها،ایران و جهان

آشنایی با شب یلدا (شو اول قارّه) در بین لرها،ایران و جهان


29-09-1396, 17:12. نويسنده: admin

 ''پیشینه شب چله''

 در کتاب آثارالباقیه ابوریحان بیرونی شب یلدا چنین تعریف شده است شب یلدا یا شب چلّه بلندترین شب سال در نیم‌کره شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق می‌شود.

این شب در نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیش‌تر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود. مراسم شب یلدا (شب چله) از طریق ایران به قلمرو رومیان راه یافت و جشن «ساتورن» خوانده می‌شد.

ایرانیان باستان بر این اعتقاد هستند که یلدا که یکی از خدا های مرد انان است در فردای این شب به وجود می اید و خون گاو مقدس را می ریزد و در زمانی که خون ان گاو به زمین می رسد ریشه گیاهان در زیر زمین سر سبز می شوند و در فصل بهار به رویت ایرانیان در می ایداو یلدا با شیطان به جنگ می ایستد و از مردم عادی را تحت مراقبت قرار می دهد. یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل می‌داد و در طول سال با سپری شدن فصل‌ها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیت‌های خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند.

آنان ملاحظه می‌کردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند می‌شود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر می‌توانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکش‌اند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی – هند و اروپایی، دریافتند که کوتاه‌ترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شب‌ها کوتاهتر می‌شوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند

ایرانیان باستان با این باور که فردای شب چله با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‌شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی برپا می‌کردند و از این رو به دهمین ماه سال دی (دی در آیین ایرانی {زرتشتی} به معنی دادار و آفریننده) می‌گفتند که ماه تولد خورشید بود.

یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است.مردم دوران باستان که با دانش نجوم آشنایی داشتند، میدانستند که کوتاه‌ترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شب‌ها کوتاهتر می‌شوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند.

سفره شب چله ، «میَزد» Myazd نام داشت و شامل میوه‌های تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» Lork که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار می‌شد.

روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ می‌خواندند و به استراحت می‌پرداختند و تعطیل عمومی بود.

 ●  شب یلدا زادروز ایزدمهر یا میترا 
یلدا و جشن های این شب ، یک سنت باستانی و مراسمی آریایی است که پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می کرده اند. یلدا روز تولد میترا یا مهر است. این جشن به اندازه زمانی که مردم فصول را تعیین کردند کهن بوده و برای در امان بودن از خطر اهریمن، در این شب همه دور هم جمع می شدند و با برافروختن آتش از خورشید طلب برکت می کردند.
آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه های گوناگون است که همه جنبه نمادی دارند و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پری آن، آینده گویی می کنند.
جشن شب یلدا جشنی است که از ۷ هزارسال پیش تاکنون در میان ایرانیان برگزار می شود. ۷ هزار سال پیش نیاکان ما به دانش گاه شماری دست پیدا کردند و دریافتند که نخستین شب زمستان بلندترین شب سال است.
یکی دیگر از دلایل برگزاری این جشن، شب زادروز ایزدمهر یا میترا است. مهر به معنای خورشید است و تاریخ پرستش آن در میان ایرانی ها و آریایی ها به پیش از دین زرتشت بازمی گردد که پس از ظهور زرتشت این پیامبر او را اهورامزدا تعریف کرد. یکی از ایزدان اهورایی مهر بود که هم اکنون بخشی از اوستا به نامش نامگذاری شده.
در «مهریشت» اوستا آمده است؛ «مهر از آسمان با هزاران چشم بر ایرانی می نگرد تا دروغی نگوید».

 ● آیین های جشن شب یلدا در جهان

  • در حدود ۴۰۰۰ سال پیش در مصر باستان جشن «باززاییده‌ شدن خورشید»، مصادف با شب چله، برگزار می‌شده‌ است. مصریان در این هنگام از سال به مدت ۱۲ روز، به نشانهٔ ۱۲ ماه سال خورشیدی، به جشن و پای‌کوبی می‌پرداختند و پیروزی نور بر تاریکی را گرامی می‌داشتند. هم‌چنین از ۱۲ برگ نخل برای تزیین مکان برگزاری جشن استفاده می‌کردند که نشانهٔ پایان سال و آغاز سال نو بوده‌ است.
  • در یونان قدیم نیز، اولین روز زمستان روز بزرگ‌داشت خداوند خورشید بوده‌ است و آن راخورشید شکست ناپذیر، ناتالیس انویکتوس، می‌نامیدند که از ریشهٔ کلمهٔ ناتال که در بالا اشاره شد برگرفته شده‌است و معنی آن، میلاد و تولد است. ریشه‌های یلدا در جشن دیگر مرسوم در یونان نیز باقی مانده‌است از مهم‌ترین این جشن‌های می‌توان به جشن ساتورناشاره کرد.
  • در قسمت‌هایی از روسیهٔ جنوبی، هم‌اکنون جشن‌های مشابهی به‌مناسبت چله برگزار می‌شود. این آیین‌ها شباهت بسیاری با مراسم شب چله دارد. پختن نان شیرینی محلی شبیه به موجودات زنده، بازی‌های محلی گوناگون، کشت و بذرپاشی به صورت تمثیلی و بازسازی مراسم کشت، پوشانیدن سطح کلبه با چربی، گذاشتن پوستین روی هره پنجره‌ها، آویختن پشم از سقف، پاشیدن گندم به محوطه حیاط، ترانه‌خوانی و رقص و آواز و مهم‌تر از همه قربانی کردن جانوران از آیین‌های ویژه این جشن بوده و هست. یکی دیگر از آیین‌های شب‌های جشن، فالگیری بود و پیشگویی رویدادهای احتمالی سال آینده. همین آیین‌ها در روستاهای ایران نیز کم و بیش به چشم می‌خورند که نشان از همانندی جشن یلدا در ایران و روسیه دارند.
  • یهودیان نیز در این شب جشنی با نام «ایلانوت» (جشن درخت) برگزار می‌کنند و با روشن‌کردن شمع به نیایش می‌پردازند.
  • آشوریان نیز در شب یلدا آجیل مشکل‌گشا می‌خورند و تا پاسی از شب را به شب نشینی و بگو بخند می‌گذرانند و در خانواده‌های تحصیل کرده آشوری تفال با دیوان حافظ نیز رواج دارد.
  • نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی که پیرو مزدک هستند نیز سخت گرامی و بزرگ دانسته می‌شود و از آن با نام «خرم روز» (خره روز) یاد می‌گردد و آیین‌هایی ویژه در آن روز برگزار می‌شود. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستان هنوز در میان برخی اقوام دیده می‌شود که نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیکستان) است.

 ● آیین های جشن شب یلدا در ایران
یکی از آیین های شب یلدا در ایران، تفال با دیوان حافظ است. مردم دیوان اشعار لسان الغیب را با نیت بهروزی و شادکامی می گشایند و فال دل خویش را از او طلب می کنند.
در برخی دیگر از جاهای ایران نیز شاهنامه خوانی رواج دارد. بازگویی خاطرات و قصه گویی پدربزرگ ها و مادربزرگ ها نیز یکی از مواردی است که یلدا را برای خانواده ایرانی دلپذیرتر می کند. اما همه اینها ترفندهایی است تا خانواده ها گرد یکدیگر آیند و بلندترین شب سال را با شادی و خرسندی به سپیده برسانند.
در سراسر ایران زمین، گونه های تنقلات و خوراکی ها به تبع  شیوه زندگی مردم منطقه بهره برده می شود هندوانه میوه ای است که  از قلم نمی افتد، زیرا شمار زیادی به این باورند که اگر مقداری هندوانه در شب چله بخورند در سراسر چله بزرگ و کوچک یعنی زمستانی که در پیش دارند سرما و بیماری بر آنها غلبه نخواهد کرد.
آذربایجان: مردم هندوانه چله (چیله قارپوزی) می خوردند و باور دارند که با خوردن هندوانه لرز و سوز و سرما به تن آنها تاثیری ندارد.
کرمان :  مردم تا سحر انتظار می کشند تا از قارون افسانه یی استقبال کنند. قارون در پوشاک هیزم شکن برای خانواده های فقیر تکه های چوب می آورد. این چوب ها به زر دگرگون می شوند و برای آن خانواده، ثروت و روزی به همراه می آورند.

 کردستان:  مانند سایر مناطق کوهستانی ایران این آیین تاریخ کهنی دارد که به همان نام قدیمیش «شو چله» خوانده می‌شود و در شهر سنندج مرکز استان کردستان از قدیم اکثر خانه‌ها غذای دلمه و نان سنگک یرای پذیرایی از مهمان‌ها آماده می‌کنند و این به صورت سنتی در این شهر تبدیل شده است

 شیراز: سفرهٔ مردم شیراز مثل سفرهٔ نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاج‌ها و خرما و رنگینک برای گرم مزاج‌ها موجود است. حافظ‌خوانی جزو جدانشدنی مراسم این شب برای شیرازی‌هاست. البته خواندن حافظ در این شب نه تنها در شیراز مرسوم است، بلکه رسم کلی چله‌نشینان شده‌است.

●آشنایی با شب یلدا (شو اول قارّه) در میان لرها

بدون شک نگاهی به آداب و رسوم طولانی ترین شب سال در میان یکی از قدیمی ترین اقوام ایران باستان (لرها) سبب مستحکم تر شدن ریسمان پیوند فرهنگی ما ایرانیان با خاطرات آباء و اجدایمان خواهد شد .

«قار» (GHAR) در زبان لری به معنی «داد و فریاد» و «قاره» (GHARA) بمعنی «صدای بلند» است . نام اولین شب زمستان یا شب یلدا در زبان لری را « اول قاهاره» (AVAL GHAHARA) خوانده اند. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل می‌داد و در طول سال با سپری شدن فصل‌ها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیت‌های خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند. انها پس از آنکه متوچه طولانی ترین شب سال شدند در شب چله با تشکیل مهمانی،دید و بازدید اقوام، به استقبال شب یلدا می رفتند معمولا  این مراسم با، پختن غذاهای خاص این شب « پخت گوشت قربانی گوسفند،مرغ یا خروس و بخصوص بوقلمون» همراه است پس از صرف شام دور هم جمع شده و ضمن تناول از آجیل های لری به قصه پردازی می پردازند

آجیل لری گندم برشته و گنم شیر

گندم برشته یا گنم شیر« گندم را در شیره می‌خیسانند و زردچوبه و نمک را با آن مخلوط می‌کنند سپس آن را روی ساج برشته می‌کنند و همراه بادام، گردو، کشمش، سیاه دانه و کنجد مخلوط می‌کنند.»، شاهدانه، کنجد،گردو و تنقلاتی خاص دیگر چون قاویت طرفداران فراوانی در میان محفل گرم لرها دارد ، معمولا کلخونگ که پسته وحشی نام دیگرش است را با مغز گردو،گندک برشته ،کشمش ،کنجد ، شاهدانه مخلوط کرده و تا پاسی از شب از آن میل می کنند

چلسرو فالی لری

با مشارکت زنان مسن و پیران و یا فردی مطلع و آشنا با نحوه گرفتن فال های لری از جمله فال چل سرو،«چلسرو ( CHEL SERU)= فال چهل سرود که در آن یكنفر تسبیح می اندازد و هر كدام از حاضرین یك شعر می گویند و چهلمین شعر نیت اصلی گیرنده فال است.»، اوقات خود را به سرور و شادی می گذارند، هم چنین  فردی که مسلط به اشعار شاهنامه یا حافظ است ، برای جمع شاهنامه خوانی کرده و فال حافظ می گیرد

مهره در نان گرده 

در برخی مناطق «نان گرده» که 5 تا 8 سانت قطر دارد درست کرده و در هنگام خمیر بودن مهره ای در آن می گذارند تا در حین تقسیم به هر که افتاد نشانی از شانس دار بودنش باشد، جهت آماده شدن این نان خمیر آماده شده را چاله آتش که زیر آن تمیز شده می گذارند و رویش را با خاکستر و ذغال می پوشانند تا خوب این خمیر مغز پخت شود..بعد از چند ساعت هنگامی که برشته شد خاکسترهای آن را تمیز کرده و آن را با روغن حیوانی اصیل که بویش چند خانه آن طرف تر می رود  چرب  کرده و شکر رویش ریخته و همانند کیک تولد با چاقو بریده و بین اعضاء تقسیم می کنند مختصر آنکه مهره ای که در خمیر گذاشته اند هیجان خاصی به جمع داده که ببینند قسمت کدام خوش شانس می شود

قاویت خوشمزه 

علاوه بر این گاه گندم برشته را آسیاب کرده از آن (قاویت) درسته کرده و با شکر و روغن حیوانی قاطی و با یک طعم عالی استفاده می کنند،در انتها  اگر فرصتی شود با  موسیقی و ترانه های محلی لری مجلس خود را گرم تر می کنند.قصه‌گویی پیرترها برای دیگر اعضای فامیل معمولا از زیبایی های خاص این شب به شمار می رود 

بر بام پشت بام ها 

در لرستان شب چله (یلدا=شو اول قاره)، نوجوانان و جوانان با رفتن به پشت بام همسایه خود و دراز کردند کردن شال،گلونی یا چادری، اشعار زیر را بلند بلند می‌خوانند و همسایه در شال آنها آجیل، شیرینی و میوه و گندم شاهدانه می‌گذارد.

«امشو اول قاره، خیر د هونت بواره» امشب اول یلدا یا اول زمستان است خیر از خانه ات ببارد.

«نون و پنیر و شیره _ کیخا هونت نمیره» نان و پنیر و شیره کدخدا (صاحب خانه) خانه ات نمیرد.

« زنت دو کُر بیاره چی ئی چی به علی کوشکه بیاره» زنت دو بچه پسر برایت بیاورد چیزی بده علی کوچک یا بچه ات بیاورد...

صاحب خانه کمی آجیل گندم برشته با میوه و شیرینی در شال بچه‌ها می‌گذارد و بچه‌ها ضمن بالا کشیدن شال و محتویاتش به عنوان تشکر از صاحب خانه، تکرار می‌کنند:

«امشو اول قاهاره نون و پنیر و شیره کیخا هونت نمیره» (امشب اول یلدا یا اول زمستان است نان و پنیر و شیره کدخدا خانه ات نمیرد) سپس، شال را برمی‌دارند و به روی پشت بامهای دیگر می روند بعضی اوقات صاحبخانه ها برای شوخی و خنده ابتدا مقداری سنگ بجای شیرینی و آجیل و میوه شب یلدا داخل شال آویران بچه ها می کنند و بجه ها هم که معمولا اماده این شوخی و تفریح اند با دیدن ان با هم دم می گیرند که :

امشو اول قاهاره خیر ده حونت نواره

نون و پنیر و شیره كیخا حونت بمیره 

قاشق زنی دخترک ها 

یکی دیگر از رسوم دیرینه مردم این دیار در شب اول قاره سنت قاشق زنی است که معمولا توسط دختران کوچک اجرا می شود. دراین آیین نیز افراد با پوشاندن سر و صورت خود به درب منازل رفته و با به صدا در آوردن قاشق صاحب خانه را از حضور خود آگاه می کنند. در این هنگام صاحب خانه نیز به میمنت این شب مقداری از تنقلات و شیرینی خانگی را در ظرف آنان می ریزد

 

نمونه قصه های شب چله :

افسانه اَمیل و مَمیل(AMIL & MAMIL) 

امیل و ممیل دو برادر زمستانی هستند و دو نفس دزد و آشکار دارند. "امیل" برادر بزرگتر و دارای نفس "دزد" روز چهل و پنجم زمستان در اثر سرمای زیاد هویدا می گردد و "ممیل" برادر كوچكتر دارای نفس "آشكار" روز پنجاه و پنج زمستان كه هوا كمی بهتر می شود خود را نشان می دهد .چهل روز كه از زمستان می گذرد "امیل" (چله بزرگ) به كوه می رود و زیر سنگ سیاه و بزرگی می نشیند. در این موقع سنگ سیاه بر روی او می افتد و "امیل" قادر به بلند كردن سنگ و بیرون كشیدن خودش نیست. پس همانطور زیر سنگ می ماند.پس از سپری شدن پنجاه روز از زمستان "ممیل" (چله كوچك) بفكر برادرش می افتد و پیش خود می گوید نكند در كوه برای برادرم "امیل" اتفاقی افتاده باشد؟ از این رو برای پیدا كردن برادر خود به كوه می رود.در این زمان(روز چهارم تا شانزدهم بهمن ) مردم می گویند: هوا خیلی سرد شده و اكنون درست در وسط "ششلهششله" shashela_ shashela رسیدیم. یعنی تلاقی بین شش روز بعد از رفتن "ممیل" به دنبال برادرش كه این دوازده روز هوا بسیار سرد می شود.

"ممیل" بعد از جستجوی فراوان برادرش "امیل" را در حالیكه تخته سنگی بر رویش افتاده پیدا می كند. خود را به كنار او می رساند و هر كاری می كند نمی تواند تخته سنگ را جابجا نماید تا برادرش را نجات دهد.از آنجا كه "امیل" دارای قدرت سرمای زیادی است، "ممیل" این قدرت را حس می كند. از این رو به برادرش "امیل" میگوید: اگر من جای تو بودم كاری می كردم

"دایا د ور تاوه هشكش بزنه ریش اسبی د لو تژگاه"

معنی:( پیرزن جلوی تنور نان محلی ازسرما یخ بزند و پیرمرد در کنار آتشکده یا بخاری)

امیل در جواب میگوید: خودت چرا کاری نمیکنی که در اثر سرما پیرزن در کنار ساج(تنورفلزی) و پیر مرد در کنار آتش یخ ببندد و خشک شوند . ممیل میگوید : آخر « لم شوره بهار دوممه» (باران بهار دنبالم است) و هر کاری بکنم بی فایده است . ممیل هرچه تلاش می کنه امیل را نجات بده نمی تواند و چون امیل سرمای زیادی از خود بوجود می آورد از این رو ممیل طاقت سرمای او را ندارد و مریض می شود .

هر دو برادر در کنار هم چند روزی را سپری می کنند تا اینکه بعد از 60 روز از زمستان هر دو می میرند و بعد از چندی مادرشان داشو (DASHO) که پیر زنی کهن سال است بالای سرشان می آید و همین که با جسد مرده دو پسرش روبرو می شود فریاد می زند:

امیل مرد و ممیل مرد دل وه کی کنم خوش ؟ چومتی بیرم عالمی بزنم تش

سپس مشعل روشنی برداشته و عالم را آتش می زند و این کار سبب گرم شدن زمین می گردد. لذا در لرستان زمانی که هوا رو به گرمی می رود مردم می گویند : داشو (مادر امیل و ممیل) در حال چرخاندن مشعل روشن در هوا می باشد .

منظور از چلّه گَپه (GAPA) = یا چله بزرگ که همان 40 روز اول زمستان از اول دی تا 11 بهمن است. 

مفهوم چلّه کوشکه (KOSHKA) = یا چله کوچک از 11 بهمن تا اول اسفند.


بازگشت