تژگاه > نسخه قابل چاپ > نگاهی به اوضاع اجتماعی - سیاسی ‌خاندان ابوقداره (بخش اول )
صفحه نخست > ویژه / علمی پژوهشی / پژوهش > نگاهی به اوضاع اجتماعی - سیاسی ‌خاندان ابوقداره (بخش اول )

نگاهی به اوضاع اجتماعی - سیاسی ‌خاندان ابوقداره (بخش اول )


3-11-1395, 18:46. نويسنده: admin

نگاهی به اوضاع اجتماعی - سیاسی ‌خاندان ابوقداره (بخش اول )

حسين‌قلي‌خان فرزند بزرگ حيدرعلي‌خان زمانی عليه پدر خويش دست به اقداماتي زد و مجبور شد از خشم پدر به نواحي میان‌رودان پناه ببرد و در آن‌جا به صورت متواري زندگي كند. اما مرگ حيدرعلي‌خان و تسلط عباس‌خان (برادر حيدرعلي‌خان) بر ده بالا باعث شد كه به مقر حكومت پدر خود در ده‌بالا برگردد و عموي خويش را متهم به دست‌برد در اموال پدر سازد، اما قدرت مقابله با عموي خود را نيافت و دوباره به‌سوي خانقين و مندلي متواري شد. در اين زمان كه خاندان والي بر اثر دسيسه‌هاي درون خانوادگي و نزاع داخلي تا حدودی از هم پاشيده شده بود، لطف‌علي‌خان بالاوند كه در منطقه‌ي هليلان نفوذ و اقتدار داشت و با عباس‌خان عموي حسين‌قلي‌خان به علت رفتارهای تندی که از ایشان دیده بود، خصومت داشت، از فرصت استفاده كرد و گويا لطف‌علي‌خان كه در اين زمان سوداي تسلط بر مناطق پشت‌كوه را در سر مي‌پرورانده است به طرفداري از حسين‌قلي‌خان فرزند متواري حيدرعلي‌خان می‌پردازد. وي با اين كمك مي‌خواست حسين‌قلي‌خان را تحت نفوذ و حمايت خويش درآورد و راه تسلط خود را بر پشت‌كوه هموار سازد، چرا که حسین‌قلی‌خان دارای صفات و لیاقت‌های شایانی بوده است. اما حوادث بعدي در پی ارتباطات نشان داد كه حسين‌قلي‌خان بر خلاف آن‌چه كه لطف‌علي‌خان بالاوند پنداشته بود نفوذناپذير است.
در طول دورانی که اوضاع پشت‌کوه لرستان برای حسین‌قلی‌خان جوان، متشنج شده بود، (یعنی در زمان دشمنی با پدر و نیز تا چندین ماه پس از مرگ پدر)، ایشان به‌دور از چشم مدعیان، با ارتباطاتی دامنه‌دار و دوستانه با اکثر شاه‌زادگان قاجاری حاکم بر زاگرس مرکزی، رابطه‌ي مسالمت‌آمیزی با دولت علیه برقرار می‌کند. دیری نپایید که با تسلط حسين‌قلي‌خان بر پشت‌كوه و تصدي مقام والي‌گري، مناسبات شاه و والي صورت ديگري به‌خود گرفت. لياقت حسين‌قلي‌خان در انتظام پشت‌كوه و حتا قدرت او در امنيت بخشيدن به ايالات و ولايات هم‌جوار پشت‌كوه و نيز اقتدار بي‌نظير وي در رفع تجاوزات عثماني‌ها باعث جلب اعتماد ناصرالدين‌شاه شد و به همين دليل او را در منطقه‌ي پشت‌كوه آزاد گذاشته بود و سعي مي‌كرد كه سببي براي ايجاد كدورت پيش نيايد. اما گاهي علي‌الخصوص وقتي كه فرزند جسور و خشن ناصرالدين‌شاه ظل‌السلطان حكم‌ران مناطق لرستان و خوزستان و اصفهان شد، مناسب ديد با استفاده از اقتدار فرزندش زهرچشمي از او بگيرد. زيركي و خشونت ظل‌السلطان در سركوبي اشخاصي مانند حسين‌قلي‌خان بختياري و ديگر سركردگان محلي، ابوقداره را ناچار ساخت در هنگام گشت و گذار ظل‌السلطان در خطه‌ي خوزستان، رشيدخان وزير خود را به استقبال وي بفرستد و به وي هدايايي تقديم كند، ظل‌السلطان نيز از وي براي سركوب ديگر ياغيان و فراريان كمك گرفت و پس از انتظام امور لرستان و كرمانشاه و خوزستان به تهران بازگشت و در اين سفر به اجبار و اصرار فراوان، حسين‌قلي‌خان ابوقداره و فرزندش غلام‌رضاخان را با خود براي ديدار با ناصرالدين‌شاه به تهران برد. حسين‌قلي‌خان به‌همراه فرزندش غلام‌رضاخان، با ناصرالدين‌شاه ديدار و در مجلس عروسي يكي از شاه‌زادگان قاجار نیز شركت كرد. پس از چندي اقامت در تهران، ظل‌السلطان پدر و پسر را همراه خود به اصفهان برد و در آن‌جا با گروگان گرفتن غلام‌رضاخان به عنوان وثيقه، حسين‌قلي‌خان ابوقداره را به پشت‌كوه روانه كرد. حسين‌قلي‌خان والي كه تمام زمامداري‌اش در لرستان پیش‌کوه و پشت‌كوه در عهد ناصرالدين‌شاه سپري شد پيوند خاصي با حكومت قاجارها برقرار كرد. وي با تسلط بر پشت‌كوه به عنوان يك منطقه‌ي مرزي كه هميشه مورد تعرض دشمن ملي و مذهبي (= عثمانی) بود وحدت وآرامش خاصي در منطقه‌‌ي كوهستاني لرستان پشت‌كوه ايجاد كرد.
از این رهگذر، در مجموعه آثار خطی نگارنده، فرامین و اسناد نسبتاً مهمی موجود است که انتشار هر یک از آن‌ها ممکن است در مواردی مورد استفاده علاقه‌مندان و پژوهش‌گران قرار گیرد. در بین این اسناد و فرامین خطی، چندین سند از دوره‌ي قاجار می‌باشد که به علت کمبود و نایابی اسناد این دوره، درخور نگرش هستند. یکی از این اسناد، فرمانی است که برای نخستین بار در سال 1273 از سوی ناصرالدین‌شاه قاجار درباره‌ي اعطای منصب و حکم (والی‌گری) برای حسین‌قلی‌خان ابوقداره، صادر گردیده، که جهت آگاهی خوانندگان محترم به معرفی آن اقدام می‌نمایم. لازم به ذکر است که در پی بررسی‌های باستان‌شناختی نگارنده در استان ایلام، این مهم به همراه مکتوباتی دیگر، از سوی یکی از بازماندگان والی غلام‌رضاخان ابوقداره، جهت مطالعه در اختیار این‌جانب قرار گرفت. خوش‌بختانه تاکنون این سند خطی منتشر نشده است:
بسم الله تعالی شأنه العزیز
سجع مهر؂                                                    
الملک الله تعالی
"حکم همایون شد آن‌که چون همواره مکنون خاطر رأفت تخمیر و منظور نظر اکسیر همایون آن است که هر یک از چاکران طریق خدمت را به‌قدم صداقت پوید و در مراسم عبودیت از هم‌گنان سبقت جوید قامت قابلیتش را به تشریف مراحم سلطانی مشرف نمايیم و ساحت آمالش را به تقطیر قطرات مکرمت خسروانی شاداب نماییم. مصداق این مقال شاهد حال عالی‌جاه رفیع‌الجایگاه رشادت و جلادت اکتناه اخلاص و ارادت آگاه امیر‌الخوانین حسین‌قلی‌خان است که همانند پدر مرحومش والی حیدرعلی‌خان امیرتومان در خدمت‌گزاری بر اقران پیشی گرفت و به‌هر جهتی از همگنان سبقت یافته است و حسن و ارادت و شجاعت خود را بیش از همه ظاهر ساخته است. مقرر آن‌که دولت سعادت‌خواه ممالک ایران ایشان را به منصب سرتیپی و فرمانده‌ي فوج پشت‌کوه لرستان فیلی مفتخر و سرافراز فرمودند. عموم صاحب‌منصبان احترام و بتحیل او را درخور منصب خود مرعی و منظور دارند، المقرر عالی‌جاهان مجدت و نجدت و کتبه گرام شرح فرمان همایون را در دفاتر خلود و دوام ثبت و ضبط نموده و در عهده شناسند.                                                                                    فی شهر رمضان‌المبارک 1273 "
بر اساس این فرمان، از سوی شخص اول مملکت ایران، حسین‌قلی‌خان ابوقداره که هنوز زمانی از مرگ پدرش نگذشته بود، با پشتیبانی بی‌دریغ شاه‌زادگان قاجاری حاکم بر زاگرس مرکزی، از میان سایر مدعیان قدرت، کار خود را آغاز می‌کند، و فرمان فوق نشان دهنده‌ي اهمیت ایشان در پیش‌گاه خاطر دولت علیه ایران می‌باشد. در گذر تاریخ، زماني كه عبدا... ميرزاحشمت‌الدوله نيز حكمران لرستان بود حسين‌قلي‌خان ابوقداره همكاري‌هاي بسياري با وي براي انتظام امور خوزستان و لرستان به عمل آورد و با ياغي‌شدن طوايف سگوند، بيرانوند و دركوند، حسين‌قلي‌خان با تجهيزات نظامي كه از مردم براي وي ارسال شده بود و نيز با بهره‌گيري از نيروهاي خود به تنبيه اشرار و ياغيان اين طوايف پرداخت تا جاده‌هاي تجارتي و زيارتي خطه‌ي لرستان و خوزستان را امنيت بخشد. پس از تنبيه طوايف متمرد مجدد از طرف ناصرالدين‌شاه دست‌خط‌هايی صادر شد و از اقدامات حسين‌قلي‌خان صارم‌السلطنه تجليل به عمل آمد. وي از طرف ناصرالدين‌شاه به لقب‌هاي والی، صارم‌السلطنه، سردار اشرف و نيز منصب نظامي سرتیپی و درجه‌ي اول اميرتوماني نايل آمده بود و خلعت‌هايي از طرف ناصرالدين‌شاه از جمله يك قبضه شمشير مرصع و سردوشي اميرتوماني به او اهدا شد، (که برای آگاهی بیش‌تر خوانندگام محترم به نشان درجه‌ي امیرتومانی در مبحث نشان‌های دولت علیه ایران اشاره خواهیم کرد، تا همه بدانند که درجه و منصب، با لقب تفاوت زیادی دارد). هم‌چنين به فرزندش غلام‌رضاخان لقب فتح‌السلطنه اعطا گرديد و فرزند ديگرش به نام علي‌رضاخان را ملقب به شهاب‌الدوله كرد. هم‌چنین در این سفر، ابوقداره برای شرکت در مراسم عروسی یکی از شاه‌زادگان قاجاری دعوت می‌شود. به قول مؤلف افضل‌التواريخ؛ حسين‌قلي‌خان ابوقداره تا آن‌جايي كه حكومت نسبت به وي تعدي نمي‌كرد، ماليات خود را مي‌پرداخت و خدماتي نيز انجام مي‌داده است. دکتر افشار سیستانی درباره‌ي علت شهرت حسین‌قلی‌خان به ابوقداره بنا به گفته‌ي یدالله‌خان اشرف‌الملک، چنین آورده‌اند که؛ وی در جنگ با عشایر عرب خوزستان، دست عربی مسلح به تفنگ را از شانه قطع می‌کند و هنگامی که از او سؤال می‌شود چه کسی دستت را قطع کرده است، پاسخ می‌دهد: این ابوقداره یعنی پدر شمشیر!
ادامه دارد...
منبع: کانال PoshtkuLuristan


بازگشت